تبليغاتX
hesamdiaries

hesamdiaries

يادداشت هايي درباره هنر و پزشكي

اگر امواج مغزی و هنر را با هم تلفیق کنید چه چیزی به دست می آورید؟نقاشی های مغزی،تصاویر رنگی فرکتالی ناشی از الکتروانسفالوگرام.
بیل اسکات به همراه دیگر همکارانش در موسسه روانی –عصبی UCLA اخیرا تکنولوژی عکسبرداری عصبی را ایجاد کرده اند که تصاویر فرکتالی را از EEG خلق می کند.وی می گوید:"مغز و تصاویر مغزی ما سیتم های پیچیده ای هستند. Brain Paint  اطلاعاتی را که به طور مستقیم از مغز مخابره می شود را دریافت می کند و تصاویر فرکتالی را که به نظر می رسد مغز می تواند آنها را بفهمد ایجاد می کند." او با موفقیت این تکنولوژی را به عنوان فرمی ازباز خورد زیستی EEG مورد استفاده قرار داده است.
زمینه اولیه تحقیقات وی استفاده از پس خوردهای زیستی در درمان اعتیاد و بیماری های اضطراب بوده است و در زمینه تکنیکهای بازخورد زیستی در درمان های کلینیکی مقالاتی را منتشر ، ارئه و تدریس کرده است.
نرم افزار نقاشی مغزی (brain painting software) وقتی در شرایط بازخوردی کلینیکی مورد استفاده قرار می گیرد ، پاسخ های قبلی به تحریک را با پاسخ های جاری مقایسه می کند و پیشنهاداتی را برای بهتر شدن نتایج برآورد می کند.Brain Paint همان کاری را انجام می دهد که سیستم های دیگر با عبور یا عدم عبور امواج مغزی انجام می دهند با این تفاوت که این برنامه به طور خود کار عمل می کند.این برنامه همچنین شاخص های دقیقی از پیشرفت سطح رشد را محاسبه و ذخیره می کند ، اینها سپس مرجعی برای یافتن پروتکل هایی که به خوبی عمل می کنند و پروتکل هایی که ممکن است با یک فرد خاص در آنها اجتناب کنید ،محسوب می شوند.Brain Paint  همچنین نمودهای سمعی و بصری را به همان داده های خطی می دهد.علاوه بر این مقیاس جدیدی از پیچیدگی EEG استخراج می کند وبازخورد  آن را به صورت بصری به زبانی که مغز با آن کار می کند،می دهد

( نویسنده مطلب: آقاي پي. عزيز)

با تشکر از زحمت ایشان

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:28  توسط حسام   | 

یک کارتون از کلود سر

منبع:

http://www.irancartoon.com/110/invention/Claude-Serre-France1.gif

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 15:48  توسط حسام   | 

لنارت نیلسون از عکاسان مشهوری است که کتاب مشهور “کودکی به دنیا می‌آید” به همراه عکس‌هایی شگفت انگیز از جنین قبل از متولد شدن توسط وی منتشر شده است. انتشار آثار وی در مجله لایف سال 1965 باعث به فروش رفتن هشت میلیون نسخه از این مجله شد
وی برخی از آثار شگفت انگیز خود را با کمک لنز ماکرو و برخی دیگر را با کمک اندوسکوپ به ثبت رسانده است. همچنین فناوری میکروسکوپ‌های الکترونی به وی در ثبت تصاویر بسیار کوچک کمک فراوانی کرده است.
لازم به ذکر است که بنیاد لنارت نیلسون که در سال ۱۹۹۸ پایه‌گذاری شد، هر ساله جایزه‌ای را به افرادی که با استفاده از روش‌های زیبا، خاص و اثربخش علم را به جهانیان معرفی کنند، اهدا می‌کند.
بابک امین تفرشی، عکاس ۳۱ ساله ایرانی، به همراه پروفسور کارولین پورکو، مشترکاً موفق به دریافت جایزه ۱۴ هزار و پانصد دلاری سال ۲۰۰۹ از مؤسسه لنارت نیلسون شدند.
( اين پست حاصل لطف يكي از دوستان عزيزم است.)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 4:28  توسط حسام   | 

 ميلتون گليزر يكي از بزرگترين طراحان و گرافيست هاي حال حاضر دنياست.قمتي از حرف هاي او را با هم مي خوانيم. حرف ها يي از يك هنرمند در حيطه " علم اعصاب ".

HOW YOU LIVE CHANGES YOUR BRAIN.

The brain is the most responsive organ of the body. Actually it is the organ that is most susceptible to change and regeneration of all the organs in the body. I have a friend named Gerald Edelman who was a great scholar of brain studies and he says that the analogy of the brain to a computer is pathetic. The brain is actually more like an overgrown garden that is constantly growing and throwing off seeds, regenerating and so on. And he believes that the brain is susceptible, in a way that we are not fully conscious of, to almost every experience of our life and every encounter we have. I was fascinated by a story in a newspaper a few years ago about the search for perfect pitch. A group of scientists decided that they were going to find out why certain people have perfect pitch. You know certain people hear a note precisely and are able to replicate it at exactly the right pitch. Some people have relevant pitch; perfect pitch is rare even among musicians. The scientists discovered – I don’t know how - that among people with perfect pitch the brain was different. Certain lobes of the brain had undergone some change or deformation that was always present with those who had perfect pitch. This was interesting enough in itself. But then they discovered something even more fascinating. If you took a bunch of kids and taught them to play the violin at the age of 4 or 5 after a couple of years some of them developed perfect pitch, and in all of those cases their brain structure had changed. Well what could that mean for the rest of us? We tend to believe that the mind affects the body and the body affects the mind, although we do not generally believe that everything we do affects the brain. I am convinced that if someone was to yell at me from across the street my brain could be affected and my life might changed. That is why your mother always said, ‘Don’t hang out with those bad kids.’ Mama was right. Thought changes our life and our behaviour. I also believe that drawing works in the same way. I am a great advocate of drawing, not in order to become an illustrator, but because I believe drawing changes the brain in the same way as the search to create the right note changes the brain of a violinist. Drawing also makes you attentive. It makes you pay attention to what you are looking at, which is not so easy.

reference:http://www.miltonglaser.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 16:51  توسط حسام   | 

Drawing is like studying Greek and piano- you can't speak or play in your conscious, which is clumsy. You must get it into your subconscious, which is graceful. But that takes time.

Robert Beverly Hale

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:7  توسط حسام   | 

يكي از دوستان در مورد استفاده ازتصوير كلاغ سوال پرسيده بود. در جواب گفتم كه " كلاغ تنها پرنده ايست كه تمام رنگ هاي آفرينش در پرهايش با هم تركيب شده اند".

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 8:42  توسط حسام   | 

این هفته   هفته قلب است. مواظب قلب های خودتون باشید! از همه نظر

 یک کاریکاتور از کائو گومز

منبع:

http://www.caugomez.com

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 14:48  توسط حسام   | 

امروز با يكي از دوستان عزيزم صحبت مي كردم. بحث به "كلاغ" در كارتون پست قبلي رسيد و در مورد آنهم صحبت شد. بعد از پايان صحبت ها بفكر رفتم : قناري براي اينكه آوازش را داشته باشند در قفس نگه مي دارند، كبوتر را براي اينكه پرواز نكند بال هايش را مي چينند اما براي اينكه كلاغ سياه من سرو صدا نكند چه بايد كرد؟ آزادش گذاشت ؟ كه ميرود و همه را " خبردار" مي كند!در قفس گذاشت ؟ كه مغزمان را مي خورد( به كاريكاتور يكبار ديگر رجوع كنيد) ... از همه دوستان تقاضا دارم راه حل مسالمت آمیزی برای سروصدای این کلاغ پیشنهاد بدهند. عجالتاً تا راه حلي پيدا شود براي اينكه زیادی قارقار نکند  مقارش را بستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:4  توسط حسام   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 16:25  توسط حسام   | 


 

اين پست ارتباطي به هنر ندارد اما به پزشكي دارد و در هر صورت جزو خاطرات فراموش شده شهر ماست.
كوچه دهنادي را يادتان هست؟ مركز خريد و فروش كتاب هاي دست دوم : اعم از درسي و غير درسي .در سال هاي دبيرستان و پيش از آن يكي از جاهايي كه هر از گاهي براي پيدا كردن كتاب هاي دست دوم و يا كتاب هايي كه در بازار نبود سر ميزديم كوچه دهنادي بود. هنوز اين كوچه محل خريد و فروش كتاب هاي دست دوم است. در آن زمان يكي از كتابفروشي هاي اين كوچه كه درآن زمان بزرگترينشان هم بود صاحبي داشت عبوس و بداخلاق كه در ميان تلي از كتاب هاي كهنه و خاك گرفته نشسته بود و به كسي اجازه ورود به مغازه را نمي داد . در ميان اينهمه گرد و خاك و وضعيت درهم و برهم كتاب هاي كهنه اگر كتابي را از او مي خواستي در عرض يك دقيقه كتاب را از بين تمامي آن شلوغي به دستت مي داد. اين مرد عبوس هر از گاهي هم با همسرش در مغازه به رتق و فتق امور مي پرداختند. اين روزها ديگر اين مغازه تعطيل است و خبري از آنهمه برو بيا نيست. اما اين پست براي ياداوري و ذكر اينكه در زمان هاي نه چندان دوري اين دكان را" آقاي رعنا حسيني پزشكيار" مي گردانده است نوشته شد( پزشكياراني كه ديگر نام و تعدادشان رو به فراموشي و زوال است).خدايش بيامرزد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 10:55  توسط حسام   |